33.7 C
Tehran
سه‌شنبه 29 سپتامبر 2026

شهید سرلشکر خلبان عباس بابایی؛ کسی که مانع اخراج خلبانان اف ۱۴ شد

“bale”

از دست ندهید

در بین خلبانان بزرگ ایران چند نفر هستند که عنوان «فراموش شده» را نمی توان به آنها اطلاق کرد. اما باید اذعان کرد برخی کارهای مهم این اشخاص از نظرها پنهان مانده است. شهید سرلشکر خلبان عباس بابایی یکی از این چند نفر است.

بیت‌ران، علی غفوری: نام وی نه تنها بر چند معبر بزرگ در شهرهای مختلف ایران گذاشته شده، بلکه سریالی پر بیننده با عنوان «شوق پرواز» درباره او ساخته شده‌است. درباره او ناگفته‌ها زیاد است. بسیاری تحت تاثیر فضای مجازی و یا تبلیغات منفی علیه نظامیان کشور گمان می‌کنند که او افسری «بله قربانگو» و به دنبال سوء استفاده از دوستی با مقامات سیاسی بوده که برای گرفتن درجه تن به هر کاری داده‌است.

بیشتر بدانید: پرچمی که کفنم شد؛ روایت تکان‌دهنده از زندگی و شهادت سرگرد غفور جدی

رشد سریع درجات افسری او از سروانی به سرتیپی طی ۷ سال این گمان را تقویت می کند که او برای درجه دستورات زیادی را اطاعت کرده. اما اندکی بررسی بیشتر نشان می دهد که او عمدتا درجه‌ای بر دوش خود نمی زده و مانند یک سرباز یا بسیجی در بین افسران ارشد تردد می کرده‌است.

عباس بابایی

اما این تمام ماجرا نیست. بابایی در روزگاری که نیروی هوایی ایران از نظر سیستمی دچار مشکل شده و نمی توانست مانند قبل از انقلاب از پشتیبانی شرکتهای سازنده شکاری مانند گرومن، نورث روپ و مک دونل داگلاس و یا نفرات مستشار ارتش آمریکا بهره‌مند شود، دست به ابتکاراتی زد که عمدتا موفق و البته گاهی هم همراه با حادثه‌بود.

عباس بابایی که بود؟

عباس بابایی متولد ۱۳۲۹ قزوین، یکی از دوره دیده‌های هواپیمای اف ۵ بود. سال ۱۳۵۰ به آمریکا رفت و منش و اخلاق او حتی فرماندهان خارجی را تحت تاثیر قرار داد. وی به دلیل داشتن ساعتهای پروازی بسیار بالا با اف ۵ در ۱۳۵۵ برای پرواز با اف ۱۴ به اصفهان اعزام و سال ۱۳۵۷ استاد خلبان شد.

پس از پیروزی انقلاب، روحیه مذهبی و علاقه او به انقلابیون خیلی زود سبب پیشرفت او شد. دشمنی‌ها با او از همین جا شروع شد. اما اشتباه منتقدان بابایی این بود که گمان میکردند وی با هدف رشد در سلسله مراتب ارتش خود را به سیاسیون نزدیک کرده، حال آنکه این خلبان ۲۹ ساله تنها قصدش نگهداری ۳ گردان اف ۱۴ از گزند حوادث سالهای ۵۸ و ۵۹ بود.

بابایی به خوبی میدانست اف ۱۴ چه توانایی دارد و موج چپگرایی و تندروی انقلابیون در کنار عنصر نفوذیها می رفت که ۷۷ فروند اف ۱۴ بی همتا در خاورمیانه را به رقبا و حتی دشمنان ایران منتقل کند. بابایی با نفوذی که در بدنه مسئولان انقلاب داشت، توانست نه تنها جزو خلبانانی باشد که طرح فروش اف ۱۴ها را ملغی کند، بلکه در برابر درخواستهای متعدد (خارج از نیروی هوایی) برای بازخریدی خلبانان اف ۱۴ بایستد.

 این بابایی کیست؟ چرا جلوی اخراج‌ها را می‌گیرد؟

سرتیپ خلبان حسین خلیلی که سال‌های اول انقلاب یک ستوان جوان و عضو بخش اطلاعات و ارشاد نیروی هوایی (بعدها تبدیل به حفاظت و اطلاعات شد) بود، میگوید: «خلبانان زیادی به اشتباه در لیست‌های اخراج از اف ۴ و اف ۵ قرار میگرفتند. اما میدیدم در بخش اف ۱۴ یک افسری که فرمانده بود، مانع اخراج حتی یک خلبان اف ۱۴ میشد. نام این فرد سروان عباس بابایی بود. با خودم میگفتم این بابایی کیست؟ مگر نمیداند در این کشور انقلاب شده؟ یعنی حتی یک خلبان مشکوک در گردانهای اف ۱۴ نیست؟»

بعدها خلیلی که از مریدان شهید بابایی شده بود، میگوید: «این مرد بزرگ با اعتبار خود مانع اخراج خلبان‌های اف ۱۴ شد و گذشت زمان ثابت کرد کار او درست بوده و تنها یک خلبان به اعتماد او خیانت کرد که او هم داستانش مفصل است.»

بابایی با چنگ و دندان ۱۲۰ خلبان و کمک خلبان گردانهای ۷۱، ۸۱ و ۸۲ اف ۱۴ را نگاه‌داشت. او با وجود جوانی، بسیار آینده‌نگر بود و میدانست ۷۷ فروند اف ۱۴ حداقل احتیاج به ۲۱۰ خلبان دارد و خلبانی اف ۱۴ کار هر کسی نیست. میتوانست عافیت طلب باشد و کلیه خلبانان با درجه سرگردی و سرهنگی را بازخرید کند، اما چنین نکرد و حتی سرهنگ تمام‌های اف ۱۴ را نگاه‌داشت.

بیشتر بدانید: قهرمان فراموش‌شده شهید خلبان حسن طالب‌مهر، جسارت در قلب ظهران

با آغاز جنگ و درخشش تامکت‌ها مشخص شد که چقدر این تلاش او برای حفظ گردان‌های شیراز و اصفهان موثر بوده‌است. به طور متوسط ماهی ۵ هواپیمای عراقی توسط اف ۱۴ها ساقط میشد و تقریبا سال اول جنگ را این گردانها بدون تلفات به پایان رساندند.

مرداد ۱۳۶۰ با فرار بنی صدر از ایران و متهم شدن فرماندهان پایگاههای هوایی به اهمال کاری، وی از جمله خلبانانی بود که با دو درجه تشویقی، فرمانده پایگاه هشتم اصفهان شد. اما وی عمدتا از درجه‌هایش استفاده نمیکرد، چون میدانست سبب رنجش خلبانان ارشد میشود. البته روند رشد درجات وی ادامه یافت و آذر ۱۳۶۲ سرهنگ تمام شد.

خاکی و یک رنگ

روحیه خاکی و یکرنگی او گاهی برایش دردسر نیز میشد. سرتیپ خلبان والی اویسی میگوید: «در همان ماههای ابتدایی ورود من از گردانهای اف ۵ به اف ۱۴، روزی وارد دفتر گردان شدم و دیدم یک نفر با موهای تراشیده، پوتینهای خود را درآورده و یک گوشه خوابیده‌است. پتو را پس زدم و چون گمان میکردم سرباز وظیفه است، گفتم: سرباز! اینجا جای خوابیدن نیست. فردی که خواب بود، سرش را برگرداند و گفت: خیلی خسته‌ام؛ بگذار بخوابم.» خشکم زد؛ چون این فرد فرمانده ما، عباس بابایی بود. با نگرانی معذرت خواستم و بیرون آمدم و خداخدا می کردم که به این زودیها با او روبرو نشوم. از قضا ظهر همان روز وی را دیدم و گفتم حتما اشتباهم را به رویم می آورد، اما خیلی ساده پرسید: از پرواز با اف ۱۴ راضی هستی؟!

عباس بابایی درجه را به سخره گرفته‌بود؟

منتقدان وی میگویند بابایی عملا درجه را به سخره گرفته بود؛ حال آنکه بابایی به علتهایی که گفته شد درجه نمی زد و دائم به پیش بچه‌های سپاه و نیروی زمینی ارتش میرفت و به آنها توصیه میکرد که از توان نیروی هوایی کمک بگیرند و آنها در برخی موارد بی‌توجه بودند. محمدحسین صادق‌زاده، بسیجی داوطلب کمک به بابایی، میگوید: با قدرت مسئولیت همه چیز را میپذیرفت. نیروهای نفوذی همه جا بودند؛ از خرابکاری تا نافرمانی، صدمه زیادی به نیروها می زد.

بیشتر بدانید: مدافعان مرصاد؛ روایت قهرمانانی که خاک ایران را یکپارچه نگه داشتند

سال ۱۳۶۳ وی که معاونت عملیات نیروی هوایی را عهده‌داشت، دستور انتقال ۸ فروند اف ۱۴ و ۱۰۰ نفر از پرسنل گردانها را به بوشهر داد. هدف طرح او مراقبت از خارک و خلیج فارس از حملات بی وقفه میراژها بود، اما این اقدام او با موجی از انتقادها مواجه شد. افسران باسابقه می گفتند اف ۱۴ هواپیمایی پیچیده با شرایط چک و نگهداری سخت است. چطور جرأت میکنید این هواپیما را به پایگاه ششم که محل نگهداری اف ۴ است ببرید؟ اما بابایی میگفت اصفهان و شیراز فاصله زیادی تا جنوب دارند و سوختگیریها افزایش مییابد و استهلاک اف ۱۴ها بالا میرود. در نهایت پذیرفت که اگر حتی یک اف ۱۴ سقوط کرد، محاکمه شود. سرتیپ خلیلی میگوید: تا پایان جنگ سایر گردانها سانحه دادند، اما واحدهای بوشهر هیچ تلفاتی ندادند.

درگیری با سرگرد جلیل زندی

چنانکه گفتیم بابایی تمام خلبانان اف ۱۴ را با چنگ و دندان نگاه داشته‌بود. بنابراین نمیتوان قبول کرد که با دست خود یک خلبان خوب را به زندان بیندازد. اما در میانه جنگ یکی از معاونان بابایی به سرگرد جلیل زندی که یکی از خلبانان خوب تامکت بود، دستور میدهد با هواپیمای سبک بونانزا از اصفهان به تهران برود که زندی میگوید در شب نمیتواند برود.

درگیری بالا میگیرد و سرپیچی زندی از دستور در زمان جنگ او را تا مرحله زندان و اخراج میبرد که البته به زندان نیز میافتد و عاقبت با دخالت خلبانان بزرگ اف ۱۴، زندی از زندان خارج میشود و به خدمت بازمیگردد.

در این ماجرا همه چیز به زیان بابایی تمام می شود. در حالیکه افسرانی بودند از جمله سرهنگ عطایی که میگویند مشکل بین یک افسر ارشد با یک افسر ارشد دیگر بود و بابایی حتی به زندی علاقه نیز داشت. بعدها مخالفان جمهوری اسلامی این مسئله را به جنگ یک افسر آزاده و حرفه‌ای با یک افسر حکومتی تبدیل کردند و از آن افسانه‌ها ساختند که حقیقت نداشت. واقع قضیه این است که تمرد در زمان جنگ مسیری جز زندان و حتی اعدام ندارد، حتی اگر دستور اشتباه باشد. در نیروی زمینی نیز هزاران سرباز تنها با یک دستور باید از پشت خاکریزها بیرون آمده به سمت مسلسلهای دشمن بروند و وظیفه فرمانده ارشد آن است که هر عقب نشینی را با گلوله پاسخ دهد.

بیشتر بدانید: سرهنگ خلیل دشتی‌زاده؛ مرد گمنام گردان‌های تامکت

فرار سرگرد خلبان احمد مرادی طالمی با یک فروند اف ۱۴ نیز به زیان بابایی تمام شد. مرادی افسری موفق در گردانهای اف ۱۴ بود، اما غرور زیادی نیز داشت که البته تا حدودی برای هر خلبان اف ۱۴ ضروری است. وی در سفری به شمال کشور به همراه خانواده، با برخورد خشن یکی از افراد انقلابی محلی مواجه میشود که شرح آن از این مطلب خارج است و چنان کینه‌ای به دل میگیرد که یک فروند اف ۱۴ را به خاک عراق میبرد تا تحویل ارتش دشمن دهد. که البته اف ۱۴ مذکور در آسمان هدف قرار میگیرد و در نهایت خلبان ایجکت میکند.

طالمی بعدها در سوریه کشته‌میشود. اما این اتفاق به زیان بابایی تمام میشود و بالادستیها به او یادآوری میکنند که او بوده که به همه اعتماد کرده‌است. اما بابایی باز هم همه چیز را میپذیرد و نمیگذارد حتی یک خلبان یا افسر از گردانهای اف ۱۴ کسر شود. او رسما اعلام میکند یا خود او محاکمه شود یا بگذارند این گردانها به کار خود ادامه‌دهند.

اهمیت این کار او زمانی مشخص میشود که خلبانهای اف ۱۴ مجبور شدند با پروازهای ۸ تا ۱۲ ساعته از شمال غربی تا جنوب غربی و مرکز ایران را مراقبت کنند. سایر هواگردهای ارتش در این زمان با هواپیماهای مدرن میگ ۲۵، میراژ اف ۱، سوخوی ۲۴، میگ ۲۹ و میگهای ارتقایافته ۲۳ قادر به مقابله نبودند.

شهادت سرلشکر خلبان عباس بابایی

سرتیپ بابایی طرح‌های جسورانه دیگری نیز داشت که به پشتیبانی‌های نیروی هوایی از رزمندگان زمینی باز میگشت و این طرحها عمدتا خطرناک بودند. اما او اعتقاد داشت کشور در شرایطی خطیر است و نمیتوان بخاطر وجود خطر، پروازهای سایر هواپیماها را هم کنسل کرد.

خود وی نیز جانش را بر سر همین عقیده از دست داد و در یک پرواز خطرناک شناسایی در ۱۵ مرداد ۱۳۶۶ نزدیک سردشت، هدف گلوله توپ ۲۳ میلیمتری قرار گرفت. در حالیکه کابین عقب، سرهنگ خلبان علی محمد نادری بود. سرهنگ نادری هواپیما را در تبریز نشاند، در حالیکه معاون عملیات نیروی هوایی با همان گلوله در داخل کابین به شهادت رسیده‌بود. شلیک به اشتباه توسط نیروهای خودی زمینی انجام شد. فقدان سامانه یکپارچه فرماندهی و کنترل عامل این اشتباه بود، اما به هر تقدیر ایران یکی از فرزندان قهرمان خود را در ۳۷ سالگی از دست داد. روحش شاد.

در کانال آپارات بیت ران ببینید:
تست قدرت واقعی شاهین CVT روی داینو! | مقایسه شاهین دنده‌ای و اتومات
پارس نوآ سدان جدید پارس خودرو یا ال ۹۰ جدید چگونه است؟
تست و بررسی وحشتناک دنا توربو اسپرت تا حد مرگ
بررسی و تست دنا پلاس توربو اتوماتیک
تست و بررسی تخصصی چانگان CS55 Plus در جاده 
رازهای پژو پارس با موتور جدید ؛ تست پرشیا زیر فشار
سیر تا پیاز خودرو شاهین سایپا در تست فنی
تست دنا جوانان با موتور EFP 
مقایسه و تست شاهین و تارا : برنده کدامیک است؟
درگ ایرانی با فرانسوی: تست ریرا در برابر پژو ۲۰۰۸ کدام خودرو سریع‌تر است؟
بهترین راهنمای خرید سمند سورن
تست و بررسی تخصصی چانگان CS55 Plus ؛ در جاده، در دل پیچ‌ها
کارخانه هلیکوپترسازی بل و داستان راه‌اندازی خط تولید آن در ایران
داستان نامگذاری شرکت مزدا و پایه گذار آن که عاشق ایران بود
بهترین راهنمای خرید ام‌وی‌ام | X22 معمولی یا پرو؟ یا اصلاً X33 کراس؟ 
“rubika”



پاسخ دادن

دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید

آخرین اخبار

آخرین وضعیت پروازهای خارجی؛ ۲۴ ساعت سرنوشت‌ساز برای پرواز ایران به نجف

آخرین وضعیت پروازهای خارجی: در پی اختلال پروازهای ایران به عراق، سفیر این کشور از بازگشت پروازهای مستقیم ایران...

پست‌های مرتبط